تبليغاتX
نوشته های روزانه یک خبرنگار
نوشته های روزانه یک خبرنگاراهوازی
 دموكراسي در اتوبوس!!!
اينجا همه جور آدم هست

برخي ايستاده اند

بعضي نشسته

برخي خميازه مي كشند

بعضي در يوزه

راننده به ايستگاه ديكتاوري مي رسد

همه پياده مي شوند

راننده مي ماند و مشتي خاطره

 

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در یکشنبه 29 اردیبهشت1387  |
 اینجا چراغی روشن است

معلقم. احساس تعلق به هیچ کجا نمی کنم. آنجا که به یقین می دانم مال من است، عمر نوح و صبر ایوب می خواهد که حسم را به چشم ببینم. آنجا هم که زندگی می کنم گمان می کنم مال من نیست. صبرم تمام شده. برای حالا هم که شده - نه برای فردا و نه به خاطر دیروز- می خواهم جایی برای خودم داشته باشم. حتی اگر همیشه در آن زندگی نکنم. می خواهم جایی باشد که به آن تعلق خاطر داشته باشم و واقعی باشد. دیدنی باشد. لمس کردنی باشد. از ایمان به رویاهایم دست نشسته ام. اما شاید رویاها حالا حالا ها عینی نشوند. این شب و روز من است که با چشممُ  گذرانشان را می بینم. باید بجنبم. قبل از آن که دیر شود.

خیلی بد است که آدم نسبت به خانه ای که در آن زندگی می کند چنین حسی داشته باشد؟ ولی من دلیلش را می دانم. لحظاتی را که اینجا در سکوت ماتم روزگار می گذرانم مرا از تو جدا می کند. انگار. بال هایم را کنده اند انگار... دلیل این را هم خوب می دانم. این خانه نیست که بالهای مرا می کند. این جدا شدن از توست که مرا اینگونه بی قرار می کند. می خواهم لحظات بی قراریم را در زیر یک سقف که من و تو خدا باشد سپری کنم تا آرام بگیرم. می خواهم چشمم به چشمان دیگران نیافتد. می خواهم در جمع تنهایان  باشم آنهایی که مثل من هستند . نمی خواهم ببینم که زمان می گذرد و آرام آرام مرا با خود پیش می برد. می خواهم در خانه ای آرام بگیرم و ساکن شوم که به من بگوید زندگی همین است. توی خانه عمر همیشه احساس می کنم مهمانم. باید بروم. می خواهم بروم. اما به کجا. به چهاردیواری ماتم زده ورزگار پناه ببرم؟  اما آنجا که جای من نیست. می خواهم یک چهار دیواری داشته باشم که دیوار نداشته باشد ، سقف نداشته باشد، آنجا سرم را در لاک خودم فرو ببرم و فکر کنم بی آنکه قضاوت کنم. بی آنکه بی طاقت شوم.

کجا بهتر از موزه هنرهای معاصر جایی که نخستین جشنواره منطقه ای مطبوعات جنوب غرب کشور برگزار شده ُ جایی دور از هیاهو, جایی که کمتر می توانی همه دوستانت را در یک جا جمع جمع ببینی ، اینجا می توانی مسولینی را ببینی که برای بازدید آمده اند و ... در نمایشگاه می توانی دلسوختگانی را ببینی که دلسوخته اند برای من و تو .شب و روز بیدار بوداند برای جمع شدن من و تو . در نمایشگاه مطبوعات دیگر تو تنها نیستی که با جمعی. می توانی با دوستانت بنشینی و حرف بزنی . از اشک و لبخند ها بگویی ، از خوشی و نا خوشی حرف بزنی . دور از هیاهوی جلسات سه چهار ساعته ... اینجا می توانی با مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان  بنشینی (حجت الاسلام بسی خاسته)  و حرف بزنی یا پای صحیت های شیرین سیروس محمودیان بنشینی که از صبح تا آخر شب در جشنواره حضور دارد یا می توانی در گوشه ای دنج با آقای چنانی هم صحبت شوی. اینجا می توانی واحدی عزیز را ببینی که طراحی نمایشگاه با او بوده .اینجا می توانی مردمانی را ببینی که از درد  می نویسند و با درد زندگی می کنند.  اکنون که این مطلب را می نویسم ساعت 30 :3 شب جمعه است ، چند ساعت قبل جناب آقای حجازی، استاندارخوزستان، از نمایشگاه بازدیدی دو ساعته داشت و  در پایان به سوالات خبرنگاران جواب داد.  آقای حجازی امسال را سال حمایت از نشریات و خبرگزاری ها نامید و چه هدیه خوبی برای خبرنگارانی است که امسال از استانداری عیدی نگرفتند!!! حوصله روز دارد کم کم سر می رود  و در تلاش است تا پرده از رخ نا میمون شب بردارد و برای آغازی دوباره سلامی  به من و تو برای دیداری نو در روزی نو بکند . پس سلام ...   ببین!!! دیدی گفتم اینجا چراغی روشن است

 

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در جمعه 23 فروردین1387  |
 خواب غفلت

پرسید: از انتخابات چه خبر؟

پاسخ دادم :انتخابات به سلامتی برگزارشد و نتایج هم اعلام گردید.

 پرسید: همین ؟

پاسخ دادم : بله همین

پرسید : میزان مشارکت چطور بود؟

پاسخ دادم: مردم یا احزاب ؟

پرسید: از میزان مشاکت مردم در انتخابات در اهواز بگو؟

پاسخ دادم : از860 هزار نفر واجد شرایط در اهواز  304 هزار رای ماخوذه بوده که 286 هزار تاش صحیح بوده .

پرسید: بگو میزان مشارکت چقدر بوده ؟

پاسخ دادم : آمارمی گوید حدود 35 درصد.

پرسید: کسی هم از این آمار خبرداره؟

پاسخ دادم : من و شما آخرین افرادی هستیم که خبردار شدیم .

 

 

این دوست ما بعد از شنیدن  حرف های من دستش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: چه دیر فهمیدیم زندگی همان روزهایی بود که زود گذشتنش را آرزو می کردیم!!!

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در جمعه 16 فروردین1387  |
 تعطیلی نشریات ضرورت یابهانه !!!

  

گفتم : همه ساله حدود 14 و امسال 17 روز نشریات ما در کشور و استان تعطیل هستند فکر می کنی علت چیه ؟

گفت: چرا این سوال را تو که یک خبرنگار هستی در روز 13 فروردین می پرسی

 گفتم: گرفتار عید دیدنی ها ، میهمانها، سفر و .... بودم

گفت: خب مسئله حل شد.

گفتم: یعنی چه ؟

گفت: به نظر بنده تعطیلی نشریات چند دلیل دارد:

1-     در تعطیلات نوروز معمولا به دلیل تعطیلی بسیاری از مراکز خبرساز ،اخبار چندانی برای انتشار وجود ندارد و فعالیت خبرگزاری ها و حتی صدا وسیما نیز با رکود و کندی مواجه است

2-     پک سال تلاش شبانه روزی دست اندرکاران نشریات اعم از تحریریه ،فنی و چاپ ضرورت تعطیلی چند روزه و فاصله گرفتن از فضای کاری را طلب می کند .بنابراین علاوه بر کادر تحریریه نشریات که بایستی به بازسازی اندیشه ها و تفکرات خود بپردازند ،دستگاههای چاپ نیز به طور اساسی باید سرویس شوند که تعطیلات نوروزی بهترین فرصت برای این امر است

3-     همه خانواده ها در ایام نوروز خود را آماده مسافرت و تفریح می نمایند .خانواده کارکنان نشریات نیز که در طول سال کمتر امکان مسافرت برای ایشان فراهم می گردد ،حق دارند از این فرصت پیش آمده بهره ببرند

4-     روزهای کاری در نورز به چهار و یا نهایتا پنج روز بیشتر نمی رسد .با توجه به اینکه انتشار نشریات مستلزم بکارگیری 70 تا 80 درصد نیروی انسانی شاغل در روزنامه هاست به لحاظ اقتصادی نیز انتشار نشریات در تعطیلات نوروزی مقرون به صرفه نیست

گفتم : حق با شماست ولی....

حرفم را قطع کرد و گفت: می خواهی بگویی  تعطیلی نوروزی مطبوعات باعث توجه جامعه به رسانه های بیگانه می شود

گفتنم : بله منظورم همین است.

گفت:  از ........ هر چه بخواهی همان را به تو می دهد.

منظورش را نفهمیدم اما جمله ناقصی که گفت مرا به فکر وا داشت اما به نظرمی رسه تعطیلی نوروزی مطبوعات در ایران و همچنین تیراژ پایین، بیش از هر چیز ناشی از پایین آمدن حساسیت نسبت به اطلاع رسانی در جامعه می باشد.

راستی نظر شما چیه ؟؟؟

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در سه شنبه 13 فروردین1387  |
 فریدون آدمیت به تاریخ پیوست

زندگی و اندیشه فریدون آدمیت

 

 

فریدون آدمیت در زمرة آن دسته از نویسندگانی بود که در ترویج ادبیات و تفکر مدرنیسم سکولار سهم به سزائی داشت. او پس از ایفای چندین نقش اجرائی کوچک و بزرگ در حکومت پهلوی به ویژه به عنوان سفیر و دیپلمات ایران در سازمان ملل و برخی از کشورها، سرانجام ترجیح داد تا در کار تحقیق و تألیف تاریخ معاصر ایران متمرکز شود و آراء و اندیشه‌های خود را که تحت‌تأثیر میرزا ملکم‌خان و نیز پدرش عباسقلی‌خان قزوینی بود، از طریق آثار مکتوب علمی اشاعه دهد.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در یکشنبه 11 فروردین1387  |
  زندگی زیباست

مرگ آورترین تعبیرها آنهایی هستند که نگرش مثبت به زندگی را به نگرش منفی تبدیل می سازند .به تو گفته اند که زندگی روی این زمین مانند تبعید شدن به "سیبری" است و شما زندانیانی بیش نیستید. شما به این زندگی پرتاب شده ایدتا تنبیه شوید. زندگی تنبیه نیست بلکه پاداش است.با دادن این فرصت عظیم برای رشد،دیدن،دانستن، ادراک و بودن ، شما پاداش گرفته اید.من زندگی را پدیده ای روحانی می بینم. در واقع به نظرمن،زندگی و خداوند مترادف یکدیگر هستند. 

 

منبع: کتاب شام عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید

 

 

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در جمعه 9 فروردین1387  |
 گزارش تصویری شماره 4 از منطقه عملیاتی شلمچه در روز سوم عید نوروز 87
 بودن شرح!!!

****************************************

****************************************

***************************************

 

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در جمعه 9 فروردین1387  |
 گزارش يك سفر به سرزمين نور، بگذار پرنده احساس هوايي بخورد

 

 

"الله اكبر، الله اكبر"، درخواب شيرين صبحگاهي بودم كه صداي زيباي اذان گوش دل را براي لبيك به دعوت حق نوازش كرد. وقت راز و نياز با يگانه خالق هستي در اولين روزهاي سال جديد براي رفتن به يك سفر حس و حال نوراني اي دارد. بايد براي رفتن به يك سفر آماده شوم. سفر به مناطق عملياتي هشت سال شور و حماسه.

در حالي كه عقربه‌هاي ساعت هفت صبح را نشان مي‌داد به قرارگاه راهيان نور مي‌روم. آنسوتر از طلوع خورشيد.

 

دو قدم مانده به روز...

 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در پنجشنبه 8 فروردین1387  |
 گزارش تصویری شماره 3 از منطقه عملیاتی شلمچه در روز سوم عید نوروز 87

****************************************

****************************************

***************************************

****************************************

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در یکشنبه 4 فروردین1387  |
 گزارش تصویری شماره 2 از منطقه عملیاتی شلمچه در روز سوم عید نوروز 87

****************************************

****************************************

****************************************

****************************************

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در یکشنبه 4 فروردین1387  |
 
 
بالا