تبليغاتX
نوشته های روزانه یک خبرنگار
نوشته های روزانه یک خبرنگاراهوازی
 گفتمان
خبر جدید چی داری ؟

- نظرت درباره این جملات جیه ؟

- ما اهل گفت وگوهستیم. به سوال هاپاسخ می دهیم و سوالهای خود را نیزمطرح می کنیم.

- ما اعتقاد داریم از طریق دیپلماسی وگفت وگو می شودهمه مسائل را حل کرد.

- ما شرایط وفضا را برای پاسخ دادن و دنبال کردن مسیرگفت وگو مثبت می دانیم .

- این جملات را کی گفته ؟

- بنده خدایی از همین نزدیکی ها

عرض کنم: اودر من ومن درو فتاده

                                           خلق از پی ما دوان وخندان

انگشت تعجب جهانی

                          ازگفت وشنید ما به دندان

 

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در جمعه 5 تیر1388  |
 دلم در خرمشهر جا مانده

من دلم را

در خرابه‌هاي خرمشهر

جا گذاشته‌ام

در مزار پرنده‌اي كه آشيانه نداشت

آهسته‌تر نگاهم كن

پرنده‌اي نيست

آشيانه‌ها خاليست

دلم

تمام شهر خرمشهر

خانه ماست...

من دلم را

در خرابه‌هاي خرمشهر

جا گذاشته‌ام

در مزار پرنده‌اي كه آشيانه نداشت

آهسته‌تر نگاهم كن

پرنده‌اي نيست

آشيانه‌ها خاليست

دلم

تمام شهر خرمشهر

خانه ماست...

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در سه شنبه 5 خرداد1388  |
 واکاوی یک ندانم کاری / کتابخانه مرکزی اهواز در آغوش سیمرغ سوخت

برخي همچون نخل، كريم اند و سايه دار و بخشنده ، برخي حتي خاصيت هيزم خشك را هم ندارند ، در سوختن و گرما بخشيدن.  جوهره ي انسانيت داشتن و روحيه ي خدمت و ياري ، نشانه ي حيات آدمي است. آنان كه دلي به وسعت دريا دارند و سينه اي غمخوار محرومان و آغوشي پذيراي در ماندگان و دستي نوازشگر شكسته دلان ، به  مرز انسانيت  نزديك ترند و با خوي جوان مردي آشنا تر.

آيين راد مردي حكم مي كند كه صاحبان قدرت و مكنت ، دستي هم بر سر و روي محرومان بينوا بكشند و زباني به محبت و صفا بگشايند و پايي به دل جويي و نوازش پيش گذارند و بازوي آنان را بگيرند و از زمين گيري و خاك نشيني بلند كنند . و مگر جز اين است كه زكات توانايي ، ًبگرفتن دست ناتوان است؟

این جملات را می توان در کنارلبخند زیبای شیخ فرهنگ در سایت اینترنتی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خورستان دید. شاید این جملات زمانی در این سایت قرار گرفتند که شیخ فرهنگ استان هنوز تسلیم در اختیار گذاشتن کتابخانه مرکزی اهواز برای برگزاری هیچ نمایشگاهی نشده بود. اما زمانی که قرار شد نهمین نمایشگاه فرماندهی انتظامی خوزستان در نیمه مهر 87 در کتابخانه مرکزی اهواز برگزار شود هیچ صدایی بلند نشد تا بگوید:"ای شیخ چرا؟؟؟ " دو روز بعد از افتتاح اولین نمایشگاه در کتابخانه مرکزی اهواز بودکه عباس بسی خاسته در مصاحبه ای اعلام کرد که این کتابخانه منتظر یک میلیارد تومان اعتبار برای تجهیزو راه اندازی است.گرچه بسی خاسته خوب می دانست هزینه چهار میلیارد تومانی یک دستگاه فرهنگی برای ساخت یک فضای فرهنگی پول کمی نیست و باید از آن به نحو شایسته ای بهره مند شد. اما کسی تاکنون نفهمیده چرا این مرد دوست داشتنی و همیشه لبخند بر لب برای دومین بارتسلیم شد تا دومین نمایشگاه نیز با فاصله اندکی به مدت 10 روز(بدون احتساب روزهای غرفه آرایی شرکت ها و ... ) در کتابخانه مرکزی اهواز برگزارشود.گرچه سکوت شیخ فرهنگ استان بدون تردید خیانت به جوانان و فرهیختگان، علما و علاقمندان به کتاب و کتابخوانی در استانی است  که دین خود را به انقلاب و اسلام ادا کرده است.اما با این حال، این بار سیمرغ به جای اینکه زال را پرورش دهد و او را زیر پرو بال خود بزرگ کند و به رستم در نبرد با اسفندیار رویین تن یاری رساند آمده تا زخم های بر جای مانده از نهمین نمایشگاه فرماندهی انتظامی خوزستان را عمیق تر کند تا اشک های مدیر لایق و ناتوان ارشاد در خفی برای تسلیم در برابر قدرت لایزال استانداری خوزستان !!! دور از دسترس همگان بر سرزمین  سرشار از نفت بریزد تا شاید مرحمی بر آلامی باشد که نمی توان بر زبان آورد.

مردی که در دوران خدمتش در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان موزه هنرهای معاصر را قربانی چندین نمایشگاه خوب!!!  کرد. کسی که می توانست بهتر از اینها باشد!!! ای کاش استعفای او قبول می شد و یا زودتر بازنشسته. همه خوب می دانیم با ای کاش ها و آرزو کردن ها نه موزه هنرهای معاصر درست می شود و نه زخم هایی که بر پیکره نازنین کتابخانه مرکزی اهواز وارده شده التیام می یابد. وقتی چند روز پیش برای بازدید از نمایشگاه سیمرغ به کتابخانه مرکزی رفتم کانون های تبلیغاتی فروانی را می توانستی ببینی که با چه حرص و طمعی در حال ساخت کف پوشش های رنگارنگ و دیوارهای فلزی برای غرفه های چند صد میلیونی و ... برای شرکت هایی هستند که درد فرهنگ ندارند، برای مدیرانی که فرهنگ را در نوشیدن یک نسکافه در غرفه شیک خود می بینند.

خوشا به حال رحیم فضیلت پور ،مدیر کل نهاد کتابخانه های عمومی استان ، که در آخرین روزهای خزان پاییزی خبر از اختصاص مبلغ 28 میلیارد ریال به کتابخانه مرکزی اهواز در سفر دوم هیات دولت به خوزستان خبر داد.

 فضیلت پور هیچگاه سال 1380 را فراموش نمی کند زمانی که قرار شد کلنگ احداث کتابخانه مرکزی اهواز برای ساخت  کتابخانه ای مجهز در زمینی به مساحت 7100 متر مربع در سه طبقه به زمین زده شد و در سال 87 در حالی که افتتاح نشده به مکانی نمایشگاهی تبدیل شود، چیزی که از آن می توان به عنوان "فاجعه ای برای فرهنگ" یاد کرد و باید در مراسمی باشکوه به سوگواری ویرانی آن نشست کاری که باید برای موزه هنرهای معاصر اهواز نیز انجام داد.

از سوی دیگر، وقتی  فرماندهی انتظامی خوزستان در آیین گشایش نهمین نمایشگاه فرماندهی انتظامی خوزستان در اهواز آمارهای قابل توجهی از انواع سرقت ها، کشفیات و دستگیری ها ارائه می داد شاید فقط  دیوارهای کتابخانه مرکزی اهواز بودند که به حال همه آدمهایی که موجب شدند این آمارها درست شوند، اشک ماتم بریزند.

صید عیسی دارایی در مراسم افتتاح نمایشگاه فرماندهی انتظامی خوزستان درحالی که رو به روی تماشاچیان سخن می گفت و چهار طرف او را دیوارهای کتابخانه فرا گرفته بودند از متلاشی شدن  68 باند مختلف در استان در شش ماهه امسال خبر داد و از دستگیری 979 سارق گفت. از سرقت روزانه سه واحد مسکونی، یک واحد تجاری ، یک و نیم خودرو و10 فقره موتور سیکلت در شش ماهه امسال گفت و دیوارهای کتابخانه مرکزی اهواز همچنان گوش می دادند.

این بنده محبوب خدا، دربخش دیگری از صحبت هایش از رتبه خوزستان در بروز جرایم مهم در استان گفت و اظهار داشت: ما در خوزستان در بروز جرایم مهم رتبه ششم ، جرایم به عنف رتبه 10  ، سرقت خودرو رتبه ششم ، سرقت موتور سیکلت رتبه ششم و قتل رتبه دوم را داریم .دیوارها همچنان گوش می داند و درها برای رفت و آمد حاضرین باز و بسته می شدند. صحبت های سردار با صلواتی به پایان رسید!!!

حسن ختام این یاداشت شعری از مرحوم قیصر امین پور از " کتاب بی بال پریدن" است که تقدیم می کنم به آنانی که فر هنگ را "هنگ" می کنند.

 بعضی از آدم ها جلد زركوب دارند.

بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازك.

بعضی از آدم ها با كاغذ كاهی چاپ می‌شوند و بعضی با كاغذ خارجی.

بعضی از آدم ها ترجمه شده‌اند.

بعضی از آدم ها تجدید چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها فتوكپی آدمهای دیگرند.

بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها صفحات رنگی دارند.

بعضی از آدم ها تیتر دارند، فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدمها نوشته‌اند:

حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند،

بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند و بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی‌شوند.

بعضی از آدم ها را باید جلد گرفت،

بعضی از آدمها را می‌شود توی جیب گذاشت،

بعضی از آدمها را می‌توان در كیف مدرسه گذاشت.

بعضی از آدم ها نمایشنامه‌اند و در چند پرده نوشته می‌شوند.

بعضی از آدمها فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدمها معلومات عمومی هستند.

بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدمها غلط چاپی دارند.

از روی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدمها باید جریمه نوشت.

بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

بعضی از آدم ها مخصوص نوجوانان نوشته می‌شوند و بعضی مخصوص بزرگسالان.

بعضی از آدم هایی كه مخصوص نوجوانان نوشته می‌شوند خیلی كودكانه و سطحی هستند.

راستی، شما کدامیک از این آدمها هستید؟!!!!

|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در سه شنبه 29 بهمن1387  |
 عکس و مکث (2)
|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در یکشنبه 10 شهریور1387  |
 عکس و مکث!!!
|+| نوشته شده توسط حسن دهقانی در یکشنبه 10 شهریور1387  |
 
 
بالا