سكوتم از رضايت نيستسکوتم از رضایت نیست
کمتر گوشی است که این مصرع شعر را حداقل برای یکبار نشنیده باشد. آن هم از زبان افرادی با جهت گیری های مختلف سیاسی؛ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... یا به قولی"نخبگان جامعه". چند پیش فرض در برابر سکوتی که به تعبیری از آن به عنوان"انزوای مصلحتی" یاد مي شود می توان مطرح کرد.
الف: کلکم راع و کلکم مسول عن رعیه
(همه ما به تناسب توانایی هایمان در برابر هم مسوول هستیم و کوتاهی در این مورد قصور است)
ب: بی تردید شرایط خاص استان خوزستان نیاز به افرادی با توانایی ریسک بالای مدیریتی دارد که عوامل گوناگونی این ریسک پذیری را برای حضور فعال مدیران توانا تحت شعاع خود قرارداد ه است.
ج: چه کسی عاقل است؟ در پاسخ به این سوال جدای از وابستگی های جزبی و جناحی می توان به صراحت اذعان کرد ، عاقل آن است که اندیشه کند پایان را، این را به این دلیل گفتم که "تغییر سریع مدیران در دوران دولت نهم" ذهنیتی که در مدیران ایجاد کرده، "انجام کار همراه با ترس" است. و زمانی که نخبگان عرصه های گوناگون می بینند فضای عزل و نصب هایی که از آنها به عنوان"استعفا" یاد می شود امنیت و موقعیت شغلی را با ترس و لرزهمراه می کند ، گوشه عزلت گزیده و لباس عافیت پوشیده که ما را آنچه داریم بس است وما بقی خسی است در دریا.
علی رغم آنچه که در بالا به آنها اشاره کردم ، آیا باید سکوت کرد و درباره مسائل جاری سخنی نگفت؟ چرا نباید از واقعه خونین مثلاً 23 مهر 84 یادی کرد؟چرا نباید از ندانم کاری ها در مدیریت ها سخن گفت؟ چرا مقوله امنیت در چند ماه اخیردر اهواز دستخوش وقایع ناگوار شده است؟چرا نباید از برابری نرخ کرایه تاکسی و مسافربرهای شخصی سخن گفت؟ چرا استاندار باید بگوید استان خوزستان در 14 شاخص در رتبه های آخر در کشور قراردارد ؟ چرا قبولی های دختران خوزستانی درکنکور80 درصد است و پسران 20 درصد؟ چرا هر سال پسران ترک تحصیل می کنند و دوره دبیرستان را به پایان نمی رسانند؟ چرا400 هزار نفر حاشیه در کلان شهر اهواز داریم؟ چرا یک دهم جمعیت استان خوزستان بیسواد هستند؟ چرا 400 هزار نفر در خوزستان تحت پوشش کمیته امدادهستند؟ چرا استاندار باید بگوید اگر در کشور 31 استان داشتیم رتبه استان خوزستان در برخی موارد 31 می شد؟ چرا كلان شهر اهواز نبايد شهردار داشته باشد و چراهاي ديگر...
راستی چرا نباید انتقادکرد و پرده سکوت را شکست؟ به دليل نبود فضاي انتقاد يا شايد هم .... . بد نیست بدانیم سکوت ما دربرابر مسايلی در گذشته است كه وضع امروز را بوجود آورده.
شرايط حاضردر خوزستان به گونهاي است که برطرف كردن مسائل ذکر شده با سكوت به دست نمی آیند. ضمن اینکه قرارنیست در یک جامعه مدنی و کاملاً دموکراسی تعدادی به نمایندگی از اقلیتی خود را اکثریت بنامند که این تضیع حقوق اکثریت است.
بی شک سخن گفتن ما وگزارش های آماری دادن مسولان دردی از مردم را دوا نمی کند چه بسا پاشیدن نمک بر زخم کهنه و نو کردن آن باشد.و مردم آگاه تر از آن هستند که به وعده های ما دل خوش کنند که در مدینه فاضله ای زندگی می کنند که نخبگان آن کنج غزلت گزیده و... آنچه در جلسات متعدد تکرار و ار طریق روزنامه ها خوراک مردم می شود که مثلاً "سند توسعه استان تدوین شد"، "سند فرهنگی استان تدوین شد"، "سند اشتغال استان تدوین شد" "سند توسعه کشاورزی استان تدوین شد" و...
در آخرسخن سکوتم را در سینه حبس می کنم و آنچه که ساکنان حریم سکوت درسکوت گفته اند با زبان بی زبانی به رشته تحریر در می آورم.

نوزادی گفت: سکوت می کنم چون هنوز به حرف نیامده ام.
کودکی گفت: سکوت می کنم چون باید اجازه بدهم بزرگترها حرف بزنند.
نوجوانی گفت: سکوت می کنم چون به سن قانونی نرسیده ام.
جوانی گفت: سکوت می کنم چون فریاد را نیاموخته ام.
میانسالی گفت: سکوت من اجازه زندگی است.
کهنسالی گفت: می توان با یک گلیم کهنه هم روز را شب کرد/ می توان با هیچ ساخت/ می توان صد بار هم مهربانی را ، خدا را و عشق را با لبی خندان تراز یک شاخه گل تفسیر کرد/ می توان بی رنگ بود/ می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت: سکوت از هر چیز دیگر بهتر است!!!
|
+| نوشته شده توسط
حسن دهقانی در دوشنبه 7 آبان1386
|